در روزهایی که تهمتها آسان بر زبانها میلغزند و واقعیتها زیر گردوغبار تحریف پنهان میشوند، مردمی در گوشهای از این سرزمین، فارغ از هیاهوی سیاسی، با صدای بلند فریاد میزنند: “ما اهل ایرانایم، نه ادعا، که با عمل.” آذربایجان در دل بحرانی ملی، نهتنها ساکت نماند، بلکه با وحدتی مثالزدنی، نشان داد که عشق به وطن از تبریز تا خلیج فارس جریان دارد. اینجا صحبت از تراکتور و هوادارانش نیست؛ صحبت از یک ملتِ ایستاده در برابر هر چه دروغ و تفرقه است.
اتهامی کهنه، واقعیتی متفاوت
- طی سالها، بخشی از رسانهها و جریانات سیاسی خاص، مردم آذربایجان و هواداران تراکتور را به تجزیهطلبی متهم کردهاند.
- این در حالیست که نهتنها چنین ادعاهایی پایه و سندی ندارد، بلکه در بزنگاههای سرنوشتساز، این قشر از جامعه ایران در صف نخست دفاع از تمامیت کشور ایستادهاند.
آذربایجان در خط مقدم حمایت از وطن
- در طول جنگ اخیر دوازدهروزه و تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک ایران، استانهای آذربایجان، بهویژه تبریز، از نخستین مناطقی بودند که با راهاندازی تجمعات، صدور بیانیهها و انتشار محتوا در شبکههای اجتماعی، پشتیبانی قاطع خود را از نیروهای مسلح کشور اعلام کردند.
- فضای مجازی پر شد از پیامهای وحدت، حمایت از سپاه و ارتش، و محکومیت خائنان داخلی که در بزنگاه تاریخی، همصدا با دشمنان ملت سخن گفتند.
نقش الهامبخش باشگاه تراکتور و رسانههای هواداری
- باشگاه تراکتور با انتشار بیانیههای رسمی، انتشار پوسترهای ملیگرایانه و محتوای تصویری، نقش پررنگی در ترویج همبستگی ملی ایفا کرد.
- پیجها و کانالهای هواداری تراکتور نیز از جمله پرمخاطبترین رسانههایی بودند که با انتشار تحلیلها، ویدیوهای حماسی و پیامهای فراگیر، جریانی پرقدرت از “وطنخواهی رسانهای” را بهراه انداختند.
دنبالهروان ستارخان و باکریها
- این وطندوستی تصادفی یا لحظهای نیست؛ ریشه در تاریخ غیرتمند آذربایجان دارد.
- مردمی که نسلشان ستارخان را پروراند، باکریها را به جبهههای دفاع مقدس فرستاد و شفیعزادهها را برای امنیت وطن تقدیم کرد، امروز هم با صدای بلند میگویند: “ایران، خانهی ماست.”
حرف آخر:
اتهام تجزیهطلبی به مردم آذربایجان، نهتنها نادرست، بلکه ظلم به وجدان تاریخی این ملت است. تراکتور، صرفاً یک باشگاه ورزشی نیست؛ نماد شور، اصالت، و وطندوستی ملتیست که در روزگار تحریف و تفرقه، با عمل خود وحدت را فریاد میزند.





ثبت دیدگاه