حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

پنج شنبه, ۹ بهمن , ۱۴۰۴ 11 شعبان 1447 Thursday, 29 January , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 211 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 7 تعداد دیدگاهها : 4×
  • اوقات شرعی

  • گهواره‌ای در صف شهیدان؛ تهران امروز، روایت خون و باور

    از گهواره تا گلزار؛ کودکان شهید، گواه جنایتند

    شناسه : 1458 28 ژوئن 2025 - 14:19 ارسال توسط : نویسنده : مهندس مرتضی اورنگی
    امروز، همین امروز، جایی در قلب تهران، کودکی شش‌ماهه را تشییع کرند—در کنار سردارانی که عمرشان را وقف دفاع از خاک و شرافت این وطن کرده بودند. نمی‌دانم این کلمات را با خون بنویسم یا با اشک؛ از لحظه‌ای که چشمم به آن تابوت کوچک افتاد، چیزی درونم شکست. لالایی‌ای که هیچ‌گاه تمام نشد، لبخندی که مجال طلوع نیافت. این یادداشت را نوشتم نه صرفاً برای روایت، بلکه برای فریاد: وجدان‌ها هنوز بیدارند! و جهانی که هنوز زنده است، نمی‌تواند در برابر جنایت‌های رژیم کودک‌کش اسرائیل سکوت کند.
    از گهواره تا گلزار؛ کودکان شهید، گواه جنایتند
    پ
    پ

    لای‌لای گوزلیم، لای‌لای شیرین غزلیم، لای‌لای… لالایی‌ای که ناتمام ماند، در گلو شکسته شد، در لابلای آوار خانه‌ای بی‌پنجره، در دل مادری که دیگر صدای نفس فرزندش را نمی‌شنود.

    در سرزمین اشک و ایستادگی، ما صدای گمشده لالایی‌هایی هستیم که پیش از آنکه شنیده شوند، در خون خفته‌اند؛ از کودک دو ماهه‌ای که لبخند نزد، تا مادری که آغوشش برای همیشه تهی شد. تاریخ ما پر است از زخم‌هایی که با بوسه بر خاک وطن، التیام نمی‌یابند.

    تاریخ بنویس! که در این سرزمین، نغمه‌ی مقاومت از گهواره آغاز می‌شود؛ که شیرخوارگان‌مان قربانی سیاست‌های زهرآگین صهیونیست‌اند؛ که قنداق‌ها شناسنامه‌دارترین سند جنایت‌اند؛ که اشک مادران‌مان، بلندترین فریاد مظلومیت تاریخ است.

    رایان دوماهه…  محمدرضای سه‌ماهه…  حنانه‌ی چهار ساله…  طاها، مهدی، فاطمه، یاسین، امیرحسین… و ده‌ها کودک دیگر— چشم‌هایی که هنوز دنیا را ندیده، به ابدیت دوخته شدند.

    این‌ها فقط اسامی نیستند. دنیایی از لبخندهای نزیسته‌اند، بازی‌های ناتمام‌اند، و آغوش‌های از دست‌رفته؛ تابوت‌هایی به اندازهٔ گهواره، که سنگین‌ترین سند جنایت‌اند در برابر وجدان بیدار تاریخ.

    لای‌لای علی‌اصغریم… تو نه فقط کودکی در خواب، بلکه صدای بیدارباش جهانی؛ تو سندی هستی برای نسلی که نمی‌خواهد زیر سایهٔ ظلم به سکوت خو بگیرد.

    ما جنگ‌طلب نیستیم، اما اگر رد خون هم‌وطن بر خاک باشد، اگر صدای گریه از لابلای آوارها بلند شود، ما یکی می‌شویم — از پیر تا کودک — برای آنکه عزت، بی‌مصداق نماند و آزادی، رویا نباشد.

    تاریخ، دهانت بشکند اگر بخواهی این خون‌ها را فراموش کنی! اگر خواستی دستان پلید آغشته به خون را تطهیر کنی…

    ما لالایی را با بغض می‌خوانیم تا روزی برسد که لبخند، میهمان چهرهٔ تمام کودکان این سرزمین باشد؛ و هیچ مادری دیگر، گهوارهٔ خالی را در آغوش نکشد…

    و امروز، همه ملت ایران با هم می‌خوانند:

    برای گل‌های پرپرشده‌شان، برای لبخندهای ناتمام، برای گهواره‌هایی که بی‌صدا تاب خوردند در طوفان ظلم؛ همصدا با مادران داغ‌دیده:

    لای لای دئیــم یاتـاسان
    گــول غونچییه باتـاسان
    گـول غونچه لر ایچینـده
    شیرین یــــوخو تاپاسان …

    این مطلب بدون برچسب می باشد.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.